محمد رضا واليزاده معجزى
753
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بود كه در سراسر لرستان از اين حيث بلا رقيب بود . عروة الوثقى است اين شاخ سخا * مىكشاند از زمينت بر سما مىبرد شاخ سخا اى خوب كيش * مر تو را بالا كشان تا اصل خويش اين سخا شاخى است از باغ بهشت * واى آن كزكف چنين شاخى بهشت * * * با هركه كرم كنى از آن تو شود * وندر همه حال مدح خوان تو شود با دشمن خويش اگر سخاوت ورزى * شك نيست كه يار مهربان تو شود تتمه وقايع سالهاى 1334 و 1335 ه ق . بيرانوندها بر عمليات خود افزوده و شعاع آن را تا حدود ساوه رسانيده بودند . نگارنده چند سال قبل با يك نفر از عشاير به ساوه مىرفتم به نزديكى شهر كه رسيديم چند قريه در نزديك به نظر رسيد و نام آن محل را از شوفر پرسيديم . شخصى كه با نگارنده همراه بود گفت پدر مرحومم نقل مىكرد كه در ايام هرجومرج لرستان به اتفاق عدهاى از طايفه به اين قريه آمده و چند هزار گوسفند غارت كردهايم . چنانكه گفتيم در نتيجه عدم امنيت در راهها ، تجارت رونقى نداشت . چند طايفه شرور هم با كشاورزى سروكارى نداشتند و قوت غالب آنها بلوط و گاهى ذرت بود . فقط در اليشتر و صيمره و كرهگاه و حومه شهر خرمآباد مردم قدرى به زراعت توجه داشتند . گروهى از عشاير از اين تاريخ به بعد در تجاوز به حق مردم جسورتر شده و حتى شروع به خرابكارى و قطع [ درختان ] باغهاى اطراف شهر خرمآباد كرده و آن را به مصرف سوخت مىرسانيدند و بدبختانه اين فعل زشت را تا ورود نيروى غرب همچنان ادامه دادند . در همين سالهاى مهاجرت و اردوكشى بود كه خوانين بيرانوند با نايب حسين كاشى معروف و پسرش ماشااللّه خان آشنايى و سپس مراوده پيدا كرده و نايب حسين دو دختر از خوانين مزبور براى دو نوهاش خواستگارى كرده بود . آشنايى خوانين بيرانوند با نايب حسين و پسرانش در اردوگاه نظام السلطنه شروع شد . توضيح آنكه مقارن با جنگ جهانى اول نايب حسين و ماشااللّه خان مورد تعقيب سردار صولت بودند كه آنها را دستگير [ كرده ] و به دولت تحويل دهد و آنها نزديك قم آمده بودند كه به تهران